منوی دسته بندی

الگوهای تیره (Dark patterns)

الگوهای تیره (Dark Patterns) الگوهای طراحی هستند که به‌طور عمدی برای فریب یا دستکاری کاربران به انجام کاری که در غیر این صورت انجام نمی‌دهند، استفاده می‌شوند. این الگوها اغلب در محصولات و خدمات آنلاین استفاده می‌شوند، اما می‌توانند در محصولات و خدمات آفلاین نیز یافت شوند.
این الگوها از روانشناسی انسان برای ایجاد سود سوء استفاده می کنند، اما می توانند به اعتماد و تعامل کاربر آسیب بزنند.
برای جلوگیری از الگوهای تیره ، طراحان باید شفافیت، کنترل کاربر، و شیوه‌های طراحی اخلاقی، پرورش تجربیات مثبت کاربر و وفاداری طولانی مدت مشتری را در اولویت قرار دهند.

الگوی تاریک اصطلاحی است که توسط طراح هری بریگنول ایجاد شده است. این الگوها کاربر را ترغیب یا متقاعد می کنند که اقداماتی را انجام دهد یا شرایطی را بپذیرد که قصد انجام آن را نداشته است. شرکت‌ها از آنها برای فریب دادن کاربران برای انجام کارهایی استفاده می‌کنند که می‌تواند برای آنها سودآور باشد.

به عنوان مثال، برخی از الگوهای تاریک کاربران را فریب می دهند یا آنها را برای خرید موارد اضافی، اشتراک در خبرنامه ها یا صرف زمان بیشتر در یک برنامه تحت فشار قرار می دهند. طراح سالی وولنر، به عنوان بخشی از سخنرانی TED خود در مورد الگوهای تاریک، آنها را “به طرز نگران کننده ای موثر” می نامد، و دلیل آن این است که آنها هستند. آنها بر روانشناسی و بازاریابی انسان تمرکز می کنند تا به ابتدایی ترین واکنش عاطفی و عصبی کاربر ضربه بزنند.

الگوهای تاریک به اشتباه در تجربیات کاربر وجود ندارند. آنها با دقت ساخته شده اند تا در یک لحظه خاص از فرآیند تعامل کاربر ظاهر شوند. گاهی اوقات، خطاهای طراحی وجود دارد و به اشتباه، رابط یا جریان کاربر به نفع شرکت است و کاربر را گیج یا گمراه می کند. اما وقتی شرکت‌ها متوجه می‌شوند که این برای آنها منفعت ایجاد می‌کند و سپس عمداً آن را حفظ می‌کنند، به یک الگوی تاریک تبدیل می‌شود.


چرا مردم به الگوهای تیره علاقه دارند؟

کاربران معمولاً به دلیل «محرک‌های» احساسی یا زمینه‌ای مانند:

ترس از دست دادن (دوستتان شما را در این پست تگ کرده است؛ برنامه را باز کنید تا آن را بررسی کنید!)

اشتباه هزینه غرق شده (باید شرایط و ضوابط را بپذیرید یا برای تکمیل فرآیند ثبت نام در خبرنامه ها مشترک شوید)

سرخوردگی (دست کشیدن از اعمالی که پنهان یا غیرضروری پیچیده هستند).

سردرگمی (محتوای مبهم یا پنهان یا نتیجه اعمال).

احساس گناه (“آیا مطمئن هستید که می خواهید ترک کنید؟ دوستانتان دلتنگ شما خواهند شد!”).

اگر الگوهای تیره بد هستند، چرا شرکت ها از آنها استفاده می کنند؟

در این مرحله، معمولاً فکر می کنیم: چرا شرکت ها در وهله اول از آنها استفاده می کنند؟ و تعجب نخواهید کرد اگر بدانید که جواب پول است.

صنایع با ایجاد یک تجربه کاربری که کاربران را دستکاری می کند تا بیشتر بخرند، بیشتر بمانند یا دوستان خود را به استفاده از پلتفرم هایشان دعوت کنند، سود بیشتری تولید می کنند. این معمولاً فقط در کوتاه‌مدت کار می‌کند، که اغلب به قیمت ایجاد یک تجربه ناامیدکننده تمام می‌شود. مردم تجربیات بد و احساسات منفی را به جای تجربیات مثبت به یاد می آورند.

انواع رایج الگوهای تیره کدامند؟

بیایید در مورد برخی از رایج ترین الگوهای تاریک در UX بحث کنیم و به جای آن چه کاری انجام دهیم.

شرمندگی را تایید کنید(Confirm shaming)


این یکی از رایج ترین الگوهای تیره است. تأیید شرمندگی به معنای توسل به باج گیری عاطفی برای متقاعد کردن افراد برای تأیید یا جلوگیری از انجام اقدامات است. اشکالی ندارد که از کاربران بپرسید که آیا از تصمیمات خود آگاه هستند یا خیر. با این حال، جمله بندی و نحوه ارائه آن می تواند به سرعت به یک الگوی تاریک تبدیل شود.

به عنوان مثال، پلت فرم Duolingo برای شما ایمیلی ارسال می کند که حیوان خانگی امضا شده آنها (جغد) گریه می کند. این یکی از جهانی ترین و در عین حال مؤثرترین روش های ارتباطی است: نشان دادن غم و اندوه یا آسیب پذیری. ما می دانیم که جغد نمی تواند غمگین باشد زیرا ما در حال ترک یک سرویس هستیم. مهمتر از همه، ما می دانیم که جغد حتی واقعی نیست! با این حال، چیزی وجود دارد که فراتر از منطق است و مستقیماً به هسته عاطفی ما می رود.

به گفته The Verge، آنها حتی حیوان خانگی امضا شده Duolingo را در طول سال‌ها دوباره طراحی کرده‌اند تا حالت‌های چهره (ظاهری) خود را گسترده‌تر کنند و باعث واکنش عاطفی شوند.

فوریت جعلی و ترس از دست دادن

به طور مشابه، ایجاد فوریت جعلی یکی دیگر از الگوهای تاریک معمولی در UX است.

الگوهای تاریک تنها بر روی شرکت مورد علاقه تمرکز می کنند در حالی که علاقه کاربر را نادیده می گیرند. با این حال، آنها از کلمات و دستکاری احساسی برای ارائه این اعلان فوری به عنوان چیزی ارزشمند برای کاربر استفاده می کنند. امروزه بیشتر پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی با اشاره به اینکه اتفاقی در برنامه در حال رخ دادن است، اما بدون توضیح جزئیات، این ترس از دست دادن (FOMO) را ایجاد می‌کنند.

یک مثال خوب، یک اعلان در امتداد خطوط «دوستانتان برایتان تنگ می‌شوند» یا «شما به یک رویداد دعوت شده‌اید» است تا شما را تشویق کند و بفهمد این چیست. هنگامی که روی اعلان کلیک کنید یا روی آن ضربه بزنید، در داخل برنامه هستید و می تواند محتوای بی پایان را به شما نشان دهد و باعث شود ساعت ها بمانید.

همه ما می‌دانیم و درک می‌کنیم که شرکت‌ها می‌خواهند مشتریانشان تا حد امکان زمان بیشتری را صرف برنامه‌هایشان کنند. اما این اغلب از مقیاس خارج می شود، و در واقعیت، در حالی که ارزش بسیار کمی را ارائه می دهد، به زندگی کاربر حمله می کند.

نق زدن (Nagging)
به عبارت دیگر نق زدن یعنی نپذیرفتن «نه» برای پاسخ!
واضح‌ترین مثال پیشنهاد اشتراک‌های ممتاز یا خبرنامه‌ها است، اما بدون اجازه دادن به کاربر برای امتناع دائمی. جایگزین کردن گزینه “نه” با “الان نه”، “هنوز نه” یا “شاید بعدا” انتخاب را از کاربر حذف می کند تا به نفع شرکت باشد. کاربر، در نهایت، ممکن است آن شرایط را بپذیرد، زیرا برای مثال، پس از اینکه پلتفرم یک بار در روز آن‌ها را ناراضی کرده است، به نحوی منصرف می‌شود.

یواشکی(Sneaking)

که انسداد نیز نامیده می شود، این مدل شامل یک عمل ثانویه در وسط (معمولاً در انتهای) یک عمل اولیه است. کاربر می‌خواهد عمل اولیه را تکمیل کند اما کاملاً از آن آگاه نیست یا برای پذیرش عملکرد ثانویه دستکاری می‌شود.

در گذشته، فروشگاه های آنلاین ا، برای گنجاندن محصولات ارزان قیمت اضافی (مانند لیوان) یا هزینه‌های پنهان در مرحله نهایی قبل از پرداخت، استفاده می‌کردند. از آنجایی که مبلغ اضافی بسیار ناچیز است، اکثر کاربران شکایت نمی کنند یا درخواست بازپرداخت نمی کنند.صفحه Deceptive Patterns در گذشته با پرونده Sports Direct در این مورد صحبت کرده است.

شرکت‌ها می‌توانند (و باید) مواردی را پیشنهاد کنند که ممکن است برای کاربر ارزشمند باشد، چه از نظر عقل سلیم یا از طریق داده‌ها (مانند مواردی که کاربران پشت سر هم می‌خرند). اما زمانی که محصولات یا خدماتی را که کاربر به آنها اهمیت نمی‌دهد و هرگز فکر نمی‌کردند که آنها را دریافت کند، مستقیماً قرار می‌دهند، به یک الگوی UX تیره تبدیل می‌شود.

تبلیغات پنهان(Disguised Ads)
امروزه سایت‌های رسانه‌های اجتماعی به راحتی تبلیغات را پنهان می‌کنند، زیرا محتوا را به صورت کارت یا بلوک با اسکرول بی‌نهایت ارائه می‌دهند.

تبلیغات پنهان باعث سردرگمی می شود زیرا کاربر نمی داند که دکمه دانلود واقعی کدام است.

اشتباه عمدی(Intentional Misdirection)

اشتباه عمدی استفاده از محتوای بصری یا متنی است که نتیجه ای مبهم، مبهم یا حتی بدتر از آن برعکس نتیجه مطلوب یا مورد انتظار ایجاد می کند.

بیایید به یک مثال فکر کنیم: یک کاربر می خواهد اشتراک یک خبرنامه را لغو کند. هنگام درخواست تأیید این اقدام، دکمه ای با کلمه «لغو» ممکن است دو معنی داشته باشد: یا «تأیید» لغو یا «لغو» لغو. این ممکن است با بیان ناخواسته یا ضعیف یا شاخص های بصری (رنگ، شکل) اتفاق بیفتد.

الگوی متل روچ (The Roach Motel Pattern)

ما الگوی متل روچ را زمانی می بینیم که اقداماتی که به نفع شرکت است، گاهی اوقات شهودی، فریبنده و حتی اجباری هستند. برعکس، اقداماتی که به نفع کاربر است و نه شرکت، پیچیده، مبهم و خسته کننده هستند.

شرکت‌ها اغلب از این الگو استفاده می‌کنند تا کاربر را با گیج کردن یا دستکاری آن‌ها به انجام یک اقدام «فریب» دهند. آنها این فرآیند را بسیار روان و مستقیم می کنند. هنگامی که آنها این اقدامات را انجام می دهند، لغو یا لغو آنها دشوار است.

در اکثر شرکت ها، عضویت در خبرنامه آسان، ساده و با CTA بزرگ است. با این حال، لغو اشتراک از طریق ایمیل انجام می شود و کاربران باید کلمه Unsubscribe را با یک فونت کوچک و خاکستری پیدا کنند که به راحتی مورد توجه قرار نگیرد. حتی پس از تلاش کاربران برای لغو اشتراک، از آنها خواسته می‌شود چندین بار تأیید کنند و نظرسنجی‌هایی را پر کنند که آنها را از ادامه این روند منصرف می‌کند. گاهی اوقات، آنها حتی نیاز به تماس تلفنی یا حتی رفتن به یک دفتر فیزیکی دارند.

کاربران آمازون هنگام لغو اشتراک آمازون پرایم و همچنین حذف حساب های خود با مشکل مواجه شده اند.

در واقع، این شرکت اخیراً مجبور شده است روند مورد نیاز برای لغو عضویت Prime خود را برای رعایت مقررات اتحادیه اروپا ساده کند.

پیش انتخاب

ما این الگوی تیره را اغلب در ارتباط با الگوی متل روچ می بینیم. با پیش‌انتخاب، کاربران حتی برای انجام اقداماتی اغوا یا دستکاری نمی‌شوند: پلتفرم قبلاً این اقدامات را برای آنها «از پیش انتخاب کرده است». باز هم، این الگو برای اقداماتی اعمال می‌شود که به نفع شرکت است و کاربران معمولاً خودشان آن‌ها را انتخاب نمی‌کنند.

با پیش انتخاب، کاربران در نهایت بدون اینکه متوجه شوند، در خبرنامه ها مشترک می شوند یا بیمه مسافرتی حق بیمه دریافت می کنند. هنگامی که شرکت اقداماتی را ایجاد می کند که فقط به نفع خود او باشد و نه کاربر، پس از اطلاع از مزایا و شرایط احتمالی، باید کاملاً بر عهده آنها باشد که با آن اقدام موافقت کنند.

اسپم دوستی(Friend Spam)
شرکت‌ها از هرزنامه‌های دوستان استفاده می‌کنند تا کاربران را برای دادن مجوز رسانه‌های اجتماعی و دسترسی به مخاطبین خود به آنها دستکاری کنند. آنها اغلب این اقدام را به عنوان “دعوت از دوستان خود” یا اقدامات مشابهی که به نظر می رسد نتیجه مثبتی به کاربر ارائه می دهد پنهان می کنند. در سال 2013، لینکدین شکایتی را برای جمع آوری برخی از مخاطبین کاربران خود دریافت کرد، تا جایی که یک ایمیل از طرف کاربر برای همه افرادی که در لیست تماس ایمیل آنها بودند ارسال کرد. این می تواند به هر جایی برسد، از رئیس آنها تا دوستی از دبیرستان!

قبض‌های مخفی (Negative Option Billing or Forced Continuity)

در دنیای دیجیتال، شرکت‌ها از طرح‌های تاریک مختلفی برای فریب کاربران و کسب سود بیشتر استفاده می‌کنند. یکی از این طرح‌ها، «قبض‌های مخفی» یا «اشتراک اجباری» نام دارد. در این طرح، شرکت‌ها با ارائه‌ی یک دوره‌ی رایگان یا تخفیف ویژه، کاربر را ترغیب می‌کنند تا اطلاعات حساب بانکی خود را در اختیار آن‌ها قرار دهد. سپس، پس از پایان دوره‌ی رایگان، بدون اطلاع قبلی، شروع به برداشت هزینه‌های اشتراک از حساب کاربر می‌کنند.

این طرح به‌ویژه برای کاربرانی که به‌طور دقیق شرایط و ضوابط یک سرویس را مطالعه نمی‌کنند، بسیار خطرناک است. در نتیجه، این کاربران ممکن است متوجه نشوند که در یک اشتراک اجباری گرفتار شده‌اند و هزینه‌های زیادی را به‌طور ناخواسته پرداخت کنند.

به عنوان یک طراح شما باید هم منافع بیزنسی رو در نظر بگیرید و هم منافع کاربر را ، در نتیجه سعی کنید به جای استفاده از الگوهای تاریک ، طرح های خلاقانه دیگری را پیاده سازی کنید.

منابع:

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

مجتبی مزینانی وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید